|
حسن حضرتی علم تاریخ _ تاریخ عثمانی
| ||
|
طرح مسئله مثلث شهرهاي بيهق، نيشابور و طوس در تاريخ ميانه ايران خاستگاه ظهور نخبگان علمي نامداري همانند ابوالقاسم فردوسي، ابوالفضل بيهقي، ابو حاكم نيشابوري، خواجه نظام الملك طوسي، برادران غزالي، خواجه نصيرالدين و... بوده است. ابوالحسن علي بن زيد بيهقي، معروف به ابن فندق، يكي ديگر از اين نخبگان علمي است. ابن فندق (490_565 ه.ق)، از مورخان به نام ايران در قرن پنجم و ششم ه.ق، در آثار گرانسنگي، اطلاعات و داده هاي تاريخي ارزشمندي به ويژه در باره منطقه بيهق ارائه مي دهد. علاوه بر اين، وي در ميان تاريخ پژوهان از زاويه ديگري نيز مورد توجه قرار گرفته و آن هم، بر خلاف عادت مالوف مورخان آن زمان، اهتمام نويسنده در مقدمه "تاريخ بيهق" به موضوع دانش تاريخ و شرافت آن در ميان علوم ديگر است. مسئله علمي مقاله حاضر اين است كه آيا ابن فندق بر خلاف جريان مسلط در فضاي گفتماني ايران دوره ي ميانه، نگاه متعالي نسبت به جايگاه علم تاريخ در ميان علوم ديگر دارد ؟ اساسا درطبقه بندي علوم، ابن فندق چه جايگاهي براي تاريخ شناسي قائل است؟ اگر نگاه وي به علم تاريخ استعلاجويانه است، ريشه در چه مباني فكري دارد؟ و اگر خلاف اين است، نويسنده در این زمینه از چه آبشخورهاي فكري بهره برده است؟ در نوشتار حاضر سعي مي كنيم پاسخ هاي مناسبي به پرسش هاي بالا ارائه كنيم. ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 19:1 ] [ حسن حضرتی ]
تحولات سریع حوزهی دانش در عصر ارتباطات باعث شده تا مرزها و تعاریف سنتی علوم با هجوم بیامان پرسشها و چالشها مواجه شوند. بحران در مبانی معرفتی علوم انسانی از پیامدهای ظهور چنین فضایی است. ارائهی پاسخی مناسب به این چالشها، آگاهی و اذعان به وجود بحران را به عنوان نقطهی عزیمت میطلبد. علومی که تن به این امر ندهند به مرور زمان دچار رکود میشوند و جایگاه و کارکرد خود را از دست میدهند. کتاب حاضر متنی است که مؤلف آن، اذعان دارد در فضای بحران در دانش تاریخ تولید شده است. نوشته شده تا به تولید اثری پیرامون آنچه مؤلف آن را کاستی عمدهی تعریف تاریخ در ذیل علم میداند، پاسخی داده باشد: کاستی در شناخت و کاربرد روش. اما باید دانست متون تولید شده در بحران، ویژگیهای آن فضا را نیز در خود مستتر دارند. دشوارههای سنت و مدرن، واقعیت و علم، دپارتمان و آموزش و پژوهش، در اندیشه مؤلف، موجب شده تألیفی صورت گیرد که نقد آن میتواند خصائص این دورهی بحرانی را بهتر نشان دهد. کتاب روش پژوهش در تاریخشناسی (با تأکید بر اصول و قواعد رسالهنویسی)، توسط دکتر حسن حضرتی، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران نوشته شده و از سوی انتشارات پژوهشکدهی امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است. این اثر، در ۲۵۲ صفحه تنظیم شده و دربردارندهی چهار بخش همراه با قسمتهای ضمیمه، مراجع و نمایههاست. کتاب با قسمتی با عنوان «سرنوشت» آغاز شده و عناوین بخشهای آن به این ترتیب است: کلیات پژوهش، مبانی علم تاریخ، روش تحقیق (اصول و قواعد تنظیم طرحنامه)، روش تحقیق (اصول و تنظیم و تدوین رساله). مشخص است تأکید مؤلف بر بحث تکنیکهای روش تحقیق به صورت عملی بوده زیرا بخش عمدهای از این اثر (حدود۱۳۰صفحه)، به دو بخش روش تحقیق اختصاص یافته است. از آنجا که این دو بخش، با تکنیکهای روش تحقیق مرتبط است و جنبهی عملی دارد، به نظر میرسد نقد مناسب از منظر نظری در مورد آن کمتر ممکن باشد. در نتیجه، مبنای عمدهی نقد به دو بخش نخست این اثر اختصاص یافته است. به غیر از این، محدودیت صفحات اجازه نمیدهد رویکرد انتخابی در نقد این اثر، به تمام بخشهای آن تسری داده شود. ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 ] [ 16:22 ] [ حسن حضرتی ]
انتشار كتاب «روش پژوهش در تاريخ شناسي (با تأكيد بر اصول و قواعد رساله نويسي)» تهران انتشارات پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی تهران ۱۳۹۰
سر نوشت در جايي خوانده ام كه حضرت آيه الله خويي در وصف علامه طباطبايي كه نه به سراغ فقه و اصول، بل به تحصيل و تدريس عرفان و فلسفه در حوزه علميه رفته بود، گفته بودند كه وي خود را تضحيه كرد. نقل مذكور اگرچه مثل است و در آن نبايد مناقشه كرد، اما ميتواند گوياي وضعيت پژوهشگراني در رشته تاريخ باشد كه نه به سراغ تاريخ ورزي، بلكه تأمل درباره ماهيت دانش تاريخ ورزي رفتهاند. در دانشي كه به ويژه در كشور ما، روش و روش شناسي چندان شأن و قربي ندارد و عملاً خيلي جدي گرفته نميشود، تلاش براي توليد متني كه به دنبال تبيين روش تحقيق در اين رشته علمي باشد، شايد چندان جدي قلمداد نشود و يا حداقل كار مورّخانه به شمار نيايد. راقم اين سطور، بي اعتنا به چنين ذهنييّت نه چندان مناسبي كه در كشور ما درباره ارزش و اهميت "روش" در تاريخ شناسي وجود دارد و با اعتقاد راسخ به اين موضوع كه بحران فقدان توليد علم در حوزه علم تاريخ در ايران، بيش از هر چيزي به سبب عدم توجه بايسته و شايسته اهل تاريخ به موضوع "روش" است، محصول پانزده سال تدريس و تحقيق در حوزه روششناسي تاريخي خود را در معرض مطالعه و قضاوت شما خواننده فرزانه قرار ميدهد. آنچه اينك در پيش روي شما قرار گرفته، تنها به مباحث "روش تحقيق" اختصاص دارد، اما اگر خداي رحمان و رحيم ياري بفرمايد، انشاءالله در جلد آتي، مباحث مربوط به روش شناسي و معرفت شناسي تاريخي نيز پي گرفته خواهد شد. ميدانيم كه موضوعات مطرح در حوزه روش پژوهش، در علوم انساني به طور عام و در تاريخ شناسي به طور خاص، را در سه سطح ميتوان طبقهبندي كرد: سطح نخست: روش تحقيق در تاريخ يا همان Research Method است كه بيشتر ناظر به آموزش تكنيكهاي پژوهش و نگارش است. سطح دوم: روش شناسي تاريخيMethodology كه ناظر به آموزش انواع روشهاي توصيف، تبيين و تحليل در تاريخ شناسي است و سطح سوم: معرفت شناسي تاريخي است كه ناظر به فهم مباحث معرفت شناسي مانند عينيّت و نسبيّت در تاريخ شناسي و... است. درست آن است كه دانشجو در ابتدا مباحث معرفت شناختي را ياد بگيرد و پس از آن به سراغ روش شناسي برود و در نهايت بر اساس آموختههايش در باب معرفت شناسي و روش شناسي به روش پژوهش بپردازد. چرا كه تكنيكهاي مورد استفاده در روش پژوهش متأثر از رويكردهاي مختلف مكاتب و نحلههاي روش شناختي است و ايضاً رويكردهاي روش شناختي تحت تأثير نگرشهاي گونهگوني است كه در حوزه معرفت شناسي ظهور و دوام يافتهاند. بنابراين براي برخورداري از فهم منطقي از مقوله روش و بكارگيري صحيح آن در امر پژوهش، لازم است از مباحث معرفت شناختي به روش شناسي و پس از آن تكنيكهاي روش تحقيق عزيمت كنيم. اما به سبب پيچيدگي مباحث، در قالب يك مهندسي معكوس، امروزه از مباحث ساده به پيچيده حركت ميكنيم. به همين منظور بخش عمدهاي از مباحث اثر حاضر به روش تحقيق اختصاص دارد و مخاطب اصلي آن دانشجويان رشته تاريخ در مقاطع مختلف تحصيلي است. دراين كتاب هدفم اين بوده است كه اثري ويژه روش تحقيق در تاريخ تهيه كنم. يعني آنچه نياز تحقيقات تاريخي است مورد توجه قرار گرفته است. فلذا سعي نكردهام در چينش مطالب و تبيين و توضيح آنها از تحقيقات مربوط به ديگر حوزههاي علوم انساني مانند علوم اجتماعي، علوم سياسي، روانشناسي و... تقليد كنم. اگر چه در حوزه روش، تشابهات ميان تاريخ شناسي و علوم ياد شده وجود دارد، با اينحال كوشيدهام تحت تأثير آنها نباشم و اثري كاملاً با رنگ و بوي تاريخي ارائه كنم. به نظرم در برخي از كتابهاي مربوط به روش تحقيق در تاريخ كه در بخش پيشينه پژوهش معرفي شدهاند، اين نقصان يعني تأثيرپذيري شديد از تحقيقات، بويژه علوم اجتماعي، قابل مشاهده است. كوشش كردهام براي مباحث مختلفي كه در متن حاضر در ميان گذاشتهام، مثالهاي تاريخي بياورم تا بدين وسيله منظورم را تمام و كمال به خواننده منتقل كنم. در اين باره بيشتر متوجه دانشجويان مقطع كارشناسي بودم كه بتوانم بدين وسيله براي يادگيري هرچه بهتر مطالب از سوي آنها كمكي كرده باشم. مضافاً به اينكه سعي نمودهام تا حد امكان در توضيح و تبيين مباحث، شيوه اطناب و اطاله سخن را در پيش نگيرم و همواره خود را مقيد كردهام تا به صورت موجز، تمام آنچه را لازم به گفتن است، گفته باشم... علاقمندان برای تهیه این اثر می توانند به:خیابان انقلاب روبروی دانشگاه تهران انتشارات عروج و خوارزمی مراجعه کنند. [ شنبه یازدهم تیر 1390 ] [ 15:56 ] [ حسن حضرتی ]
نقد كتاب مشروطه عثمانی درگفت و گو با: استاد رحيم رئیسنیا دکتر نصرالله صالحی دکترحسن حضرتی
زهیر صیامیان: با سلام خدمت اساتید محترم، بحث امروز، در خصوص نقد و بررسی کتاب مشروطه عثمانی است. قصد داریم در کنار نقد و بررسی کتاب، تحولات این دوره را هم مورد بررسی قرار دهیم. دکتر حضرتی با نگاه تخصصی که در مورد مدحت پاشا داشتند، دریچهی خاصی را به تحولات دورهی عثمانی باز کردند. در مقدمهی کتاب هم اشاره میکنند که هدفشان از بررسی این برههی تاریخ عثمانی، باز کردن زاویهی دید جدید و قیاس این تحولات با تحولات ایران است. فرصت خوبی است که از حضور اساتید استفاده کنیم. ابتدا از دکتر رئیسنیا تقاضا داریم که در 20 دقیقه نقطهنظرشان را در این خصوص بیان کنند. دکتر رئیسنیا: با تشکر، مشروطه عثمانی یک جای خالی را در ادبیات تاریخی ایران پر کرده است.ادامه مطلب [ شنبه یازدهم تیر 1390 ] [ 10:31 ] [ حسن حضرتی ]
همچو شوق سفر هند که در هر دل هست رقص سودای تو در هیچ سری نیست که نیست از دکتر فتح الله مجتبایی، هند شناس برجسته کشورمان، شنیده بودم که آدم ها دو دسته اند: دسته نخست که هند را ندیده اند و دسته دوم که دیده اند. خوشحال بودم که در دسته بندی استاد، به زودی جزو مردمانی خواهم بود که هند را دیده ام. روزهای آغازین سال 1390شمسی، مصادف شد با سفر ما به کشور هندوستان. ما، یعنی بنده و خانواده ام و تعدادی از دانشجویان دکتری دانشگاه تهران. قصد ما آشنایی با جامعه هند و دیدار از مراکز علمی و آثار تاریخی شهرهای دهلی، آگرا و جی پور بود. هفتم تا هفدهم فرردین ماه، فرصتی بود تا گوشه هایی از هندوستان پهناور را ببینیم و با جامعه متنوع و متکثر از لحاظ قومی، مذهبی و نژادی آن آشنا شویم. کشور هند در حال حاضر با 1250000000 نفر جمعیت، دومین کشور پرجمعیت جهان، پس از کشور چین است. از هندوها که حدود ۸۰ درصد جمعیت هند را تشکیل می دهند، تا مسلمانان (1۳درصد)، مسيحي ها ۲ درصد، بودايي ها ( ۵/.رصد)، سیک ها (1 درصد) و پارسی ها (حدود هشتاد هزار نفر)، همگی در کنار یکدیگر، زندگی آرام و مسالمت آمیزی را سپری می کنند. جامعه هند هر چقدر هم مساله داشته باشد، تقریبا مشکل منازعات مذهبی و دینی ندارد. هند جذابیت های زیادی دارد؛ از طبیعت زیبا و سرسبز آن گرفته تا همدمی حیوانات گونه گون مانند طاووس، میمون، سگ، گراز، فیل، شتر، سنجاب، جناب گاو و ... که لابلای آدمها و مانوس با آنها زیست می کنند. می دانید که این آخری مورد احترام هندوهاست. خوردن گوشت آن هم حرام است. گاوها در هند آزادی عمل بیشتری دارند. کسی مزاحمتی برای آنها ایجاد نمی کند. به نظرم آمد گاوهای هند با ادب تر و از ظرفیت بیشتری برخوردار بودند. از شرایط خوبی که برایشان فراهم شده بود، سوء استفاده نمی کردند. چه جوری بگم، رفتارشان خیلی شبیه حیوانات زبون نفهم نبود. انگار تفاوت چراغ قرمز را با چراغ سبز می دونستند و همینطور تفاوت پیاده رو و خیابان را و دیگر مقررات شهری که انسان ها بهش توجه می کنند، گاوها هم مورد توجه قرار می دادند. یه جوری گاو نبودند. از بس احترام دیده بودند، محترم شده بودند. جدا از آثار تاریخ باشکوهی که در هند دیدیم و مشاهده آنها برای ما بسیار جذابیت داشت (مانند تاج محل و قلعه آگرا، قبر اکبر در شهر آگرا، سیتی پالاس، هوامحل و امرفورت در جی پور، معبد هندوها در فاتح پور سیکری، قلعه، مسجد جامع مسلمانان، کاخ ریاست جمهوری، آرامگاه مهاتما گاندی، لودی گاردن و ... در دهلی و دهلی نو)، موضوعات دیگری هم از حیث سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، توجه من را به خودش جلب کرد که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنم: 1. به رغم پیشرفت اقتصادی قابل توجهی که هند در ده سال اخیر داشته است، اما همچنان فقر، فقدان بهداشت و عدم توسعه عمران و آبادانی شهری، به شدت در پایتخت و دیگر شهرهای هند به چشم می خورد. حدود 250000000 کارتن خواب در این کشور زندگی می کنند که فاقد سرپناهند. آدم های زیادی را می بینید که در گوشه خیابان ها و جاده ها افتاده اند. در همانجا با سطل حمام می کنند، همانجا قضای حاجت می کنند و در همانجا می خوابند. جالب تر اینکه فقرای هند، آدم های راضی از وضع موجود به نظر می رسیدند و نسبت به رفاه طبقات فرادست حسادت و کینه نشان نمی دادند. به این فکر می کردم که چرا اینگونه است؟ و چرا فقر و کثیفی همچنان در هند زیاد است؟ شاید علل مختلفی داشته باشد، ولی به نظرم آمدکه عامل اصلی آن می تواند به باورهای هندویی برگردد. در آیین هندو اصل بر پذیرش و عدم تغییر وضع موجود است. این آیین توجیه گر نظام کاستی جامعه هند است. اینکه هر کسی متعلق به طبقه خاصی است. بودن در آن طبقه را باید بپذیرد و نسبت به آن اعتراضی نداشته باشد. عدم اعتراض به موقعیت فرودستی، ریشه در اصل دیگری در آیین هندو دارد، اصل تناسخ. یعنی اینکه این دنیا خانه ابدی تمام انسان هاست و آنها پس از مرگ هم در این دنیا باقی می مانند ، با این تفاوت که روح شان در کالبدی دیگر ظهور پیدا می کند. اینکه روح در چه نوع کالبدی ظهور کند، بستگی به نوع رفتار او در این جهان دارد. به عبارت دیگر انسانها نتیجه اعمال خودشان را در این دنیا می بینند. اگر کسی فقیر است، به سبب رفتار بد او در ظهور پیشین او بوده و اگر می خواهد از این وضعیت رهایی یابد، لازم است آن را تحمل کند و اعتراضی نداشته باشد و در عین حال سالم و اخلاقی هم زندگی کند تا بعدا ثمره اش را ببیند. شاید به همین دلیل هم باشد که فقر در هند، فساد به دنبال نمی آورد. فقرا به رغم شرایط بدی که دارند، نه اعتراض می کنند و نه به رفتارهای نابهنجار روی می آورند. 2. به رغم وجود پیروان ادیان، مذاهب و آیین های گونه گون، تقریبا می شود گفت منازعات اعتقادی در حال حاضر در هند وجود ندارد. پیروان نحله های مختلف به این جمع بندی رسیده اند که هر کسی می تواند باور خود را داشته باشد و به باور دیگران هم نه تنها کاری نداشته باشد، بلکه احترام هم بگذارد. در این سرزمین کسی از دین دیگران نمی پرسد. شاید کم اهمیت ترین مساله برای یک هندی این است که فرد کنار دستی اش دارای چه اعتقادی است. از هندوها، مسلمانان و سیک ها در این باره سوال کردم؛ پاسخ یکسان گرفتم که معیار خوب بودن، انسانیت است و بس. دولت هند هم یک دولت تمام سکولار است. اعتقادات هیچ نقشی در سهم گروه ها و جریان های سیاسی از مناصب حکومتی ندارد. معمولا مناصب مهم مانند ریاست جمهوری، نخست وزیری، ریاست مجلس و... میان هندوها، مسلمانان، بودایی ها، سیک ها و... دست به دست می شود. جالب بود که ریاست بزرگ ترین آرشیو ملی هند، که حدود 4 میلیون سند را در خود جای داده، به عهده پروفسور مشیرالحسن از شیعیان دوازده امامی هند قرار داشت. معاون او، دکتر ورما، هندو بود. در دیدار از دانشگاه جامع اسلامی دهلی، در گفت و گویی که با پروفسور عزیزالدین، رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی داشتم، به این موضوع اشاره کردم. پروفسور می گفت ما روبط بسیار خوبی با دولت داریم. آنها بودجه کافی در اختیار ما می گذارند و هیچ محدودیتی برای فعالیت های ما اعمال نمی کنند. معنای حرف این استاد مسلمان دانشگاه دهلی این بود که دانشگاه جامع اسلامی که تمام فعالیت هایش در حوزه آموزش و پژوهش در باره علوم و معارف اسلامی است، در کشوری که 85 درصد آن هندو هستند، با هیچ گونه مانع و محدودیتی روبرو نیست. پرسشی جدی در ذهن من شکل گرفته بود: هندی ها چگونه به این تفکر رسیده بودند که باید ساختار سیاسی و اجتماعی کشور خود را بر پایه تسامح مذهبی استوار کنند؟ این میراث کیست و چیست که به هندی ها رسیده است؟ با برخی در این باره صحبت کردم. پاسخی که از یکی از استادان گرفتم، برایم قابل تامل بود. او می گفت: این تفکر و شیوه زیست انسانی از مغولان هند به ما به ارث رسیده است. آنها این رویه را رکن رکین حکومت خود قرار داده بودند. به نظرم پاسخ پربیراهی نبود. خودم زمانی که ایلخانان ایران را درس می دادم، همیشه از آن حکومت به عنوان سکولارترین حکومت در تاریخ ایران یاد می کردم. حکومتی که در آن ایلخان بودایی، زن مسیحی داشت، وزیری سنی و روسای دیوانی شیعه، یهودی و... . چنین اتفاقی هیچ وقت در تاریخ ما تکرار نشده است. همین نگره را مغولان به هند هم برده اند، اما در آنجا ماندگار شده ولی در اینجا ... . 3. در هند اسناد و نسخ خطی فراوانی به زبان فارسی وجود دارد. در دانشگاه های حیدرآیاد، علیگر، آرشیو ملی و... میلیونها سند و نسخه خطی به فارسی موجود است. به نظر می رسد هندی ها هیچ اراده جدی برای ترمیم، بازخوانی و انتشار نسخ خطی و اسناد ندارند. از بخش فارسی آرشیو ملی که دیدن می کردیم، بسیار تاسف خوردم. بیش از آن که به مکانی برای پژوهش شبیه باشد، به انبار کاغذ و کتاب بیشتر می ماند. دو- سه نفر کارمند در آنجا کار می کردند و یک پژوهشگر ژاپنی که آمده بود نسخه ها یی فارسی مورد نیاز خود را ببیند. به جای متروکه ای می ماند که هندی ها چندان به اهمیت و ارزش علمی آن اسناد و نسخه ها نمی خواستند پی ببرند. آنها چگونه عمل می کنند، به خودشان مربوط است، اما ما چی؟ برنامه ای برای بهره برداری از این میراث گرانسنگ داریم؟ چه خوب بود دانشجویان دکتری تاریخ که تمایل دارند در حوزه هند کار کنند، با حمایت مالی دانشگاهها می توانستند از این مراکز به نحو احسن استفاده کنند. در بخش فارسی این آرشیو از ایرانیان خبری نبود، اما شاگرد موریموتو که خودمان در دانشگاه تهران فارسی یادش داده ایم، آنجا بود. 4. نکته ديگر این که در این سفر، پسر عموهایمان را بسیار آرام، صبور، زحمتکش، صادق، متین و باهوش دیدم. هندی ها در دنیا در حال حاضر پیشرفت چشمگیری در IT کرده اند و این نشان از هوش بالای آنها دارد. اما ظاهر غلط اندازی از این نظر دارند. از بس آرامند و کم حرف می زنند. در خیابان هایشان خبری از دعوا و عصبانیت و سراسیمگی نمی بینید. ولی تا دلتون بخواد بوق می زنند. انگار یک دستشان را هنگام رانندگی روی بوق گذاشته ند. اما نکته جالب این است که هندی ها انگار اصلا صدای بوق دیگران را نمی شنوند، چون هیچ واکنشی نسبت به آن نشان نمی دهند. به این فکر می کردم که ما در ایران با بوق خیلی کارها می کنیم: سلام، خداحافظ، احوالپرسی، تشکر، ناسزاگویی و.... فکر می کردم بوق زدن هندی ها چه معنایی دارد؟ دقت که کردم دیدم هندی ها با بوق زدن فقط و فقط می خواهند بگویند که مواظب باش به من نخوری. یعنی این که من دارم میام، بپا. به همین جهت اصلا بوق دیگران اعصاب آنها را به هم نمی ریزد. در حالی که در ایران بوق زدن چه کنش ها و واکنش هایی که به همراه ندارد... . پوشش زنان هندی کاملا عاری از تظاهر به خودنمایی بود و نشانی از رفتارهای جلف نداشت. می دانستم که زنان هندی بسیار موقرند و اخلاقیات را در زندگی شان خیلی جدی می گیرند، اما فکر نمی کردم تا این حد. خود هندی ها هم نسبت به زنانشان تعصب خاصی نشان می دهند. این را از رفتار آنها در کوچه و بازار، هنگام تفریح و خرید و ... می توان دید. 5. جذاب ترین قسمت این سفر برای من، شتر سواری در مرکز تفریحی چوکی دانی در دهلی نو بود که با دخترم پانیذ برای اولین بار سوار شتر شدم. خیلی مهیج بود، به ویژه زمان بلند شدن و نشستن شتر که باید مواظب باشی نیفتی. بدترین قسمت این سفر هم زمانی بود که در شهر جی پور سوار بر فیل ها به بالای قلعه امر (امرفورت) می رفتیم. این فیلی که من و دوست حراستی مان سوار شده بودیم، انگار مریض بود و تا بالای قلعه هی عطسه می کرد و آب خرطومشو هی می پاشید روی ما. من که یه کم مونده بود بیارم بالا. بالاخره تا رسیدیم به قلعه و از فیل پیاده شدیم، فقط دنبال دستشویی بودیم که زود سر و صورتمون رو بشوریم تا مریض نشیم. در این سفر، مهمان دوستان عزیزمان در خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در دهلی نو بودیم و چند شبی در آنجا اقامت داشتیم. جا دارد از جناب آقای دهگاهی (معاون محترم خانه فرهنگ) و همکاران محترم شان که از هیچ کمکی دریغ نکرده و در کمک و همراهی با گروه سنگ تمام گذاشتند، کمال تشکر و قدردانی را از طرف خودم و اعضای گروه داشته باشم. از خداوند منان توفیق روزافزون این بزرگواران را در خدمت به ایران عزیزمان خواستارم. [ جمعه دوم اردیبهشت 1390 ] [ 12:20 ] [ حسن حضرتی ]
همسايه از همسايه ارث مي برد حامد زارع
1. چنين به نظر مي آيد كه وسوسه انديشه «مشروطه» و نظام «مشروطيت» پس از گذشت سنوات متمادي و بحران هاي متوالي، هنوز دست از سر پژوهشگران ايراني برنداشته است. برخي انديشه وران معاصر بر آنند كه دليل اين مانايي ايده مشروطه در ذهن انسان ايراني، به صحت و اتقان و استحكام طرح مسئله اي باز مي گردد كه از روشنفكران مهاجر گرفته تا فقيهان مدرسه نجف، ساعي ميدان نظري آن بودند. هر چند همان انديشه وران بلافاصله افاضه اي اضافه مي كنند مبني بر آنكه مشروطه ايراني اگر چه در عمل تاسيس شد، اما در نظر هيچ گاه تبيين نشد. واهمه از تاخير تاسيس نظري مشروطيت در وجدان ايراني، با نظر به تحولات و اتفاقات پسيني مشروطه، موضوعيتي نداشت. اما در پانزده سال اخير كوشش هاي ارجمندي شكل گرفته است تا مشروطه ايراني را بازبشناسد. برخي از اين كوشش ها متجلي در كتاب هايي معروف بوده است كه به نحو مستقيم به بررسي تحولات مشروطه ايراني نظر داشته اند. اما گونه اي از توجه به مشروطه ايراني كه با اتخاذ نگاهي ديگر و به نحو نامستقيم به تحولات مشروطه ايراني نظر كرده اند نيز امروزه مطرح شده است. اگر جرقه قانون از ذهن پرسشگر وليعهد با قريحه مسكون در دارالسلطنه تبريز جان گرفت و در آذربايجان، آن سرزمين آتش جاويدان، شعله انديشه هاي جديد را مشتعل ساخت و مكتب تبريز رفعت گرفت، به لطف همسايه اي بود كه در سرحدات شمال غربي ايران زمين، مشق مشروطيت مي كرد و روشنفكران ايراني سياه مشق هاي خود را از آن سرزمين به ايران زمين حوالت مي دادند. سرزميني به گستره يك امپراطوري با نام عثماني! 2. كتابي كه مي خواهيم از آن نام ببريم، اين ماجراي خواندني از امپراطوري عثماني دارد تا براي ايرانيان همسايه نقل كند. كتاب «مشروطه عثماني» اگر چه كتابي با محتواي تاريخي، ولي با رويكرد انديشه اي است. اين اثر را بايد به مثابه همتي شايسته نظر در راه اهتمام به تاريخ انديشه و همچنين متني بايسته توجه در مسير تصوير و تبيين تاريخ انديشه مشروطه خواهي در سرزمين همسايه، امپراطوري عثماني، به زبان فارسي و جهان ايراني ارزيابي كرد. اگر قائل به اين قول صائب باشيم كه «مشروطه» نظمي محدودكننده قدرت و نظامي تقويت كننده مشورت است و نيز تاريخ هر مشروطه اي، بسته به مكان سرزميني رويداد مشروطيت، امكانات و الزامات مخصوص به خودي دارد، دانش به آنچه در «مشروطه عثماني» اتفاق افتاده است به سود ما است. چه اينكه تاريخ مشروطه عثماني نيز همانند تاريخ مشروطه ايراني كه سيد جواد طباطبايي زحمت بازتدوين نظري آن را برده است، جزئي از تاريخ عمومي مشروطه خواهي است كه ذيل تاريخ انديشه، نسبتي وثيق با تاريخ عمومي دارد. 3. همانطور كه از نام كتاب هويدا است، اثر حاضر با نگرشي انديشه محورانه، كنش هاي نوخواهانه و تجددگرايانه در گستره امپراطوري عثماني را به تصوير مي كشد. كنش هايي كه منجر به رويداد مهم مشروطه اول در سال 1876 ميلادي گرديد. «حسن حضرتي» عضو هيات علمي دانشگاه تهران و نويسنده كتاب، در روش شناسي معرفتي خود براي نگارش اين اثر تاريخي از نظريه هرمنوتيكي «كوئنتين اسكينر» ياري جسته است. اين اثر به تحليل و بررسي آراء و انديشه هاي «مدحت پاشا» به عنوان پدر معنوي مشروطه خواهان عثماني، در باب حكومت قانون و نظام مشروطيت و همچنين ديگر عناصر فعال در «مشروطه عثماني» مي پردازد. البته نويسنده كتاب با محوريت دادن به «مدحت پاشا» معتقد است كه تامل در انديشه هاي او مي تواند آئينه اي از ديدگاه ها و نگرش هاي مشروطه خواهان عثماني در نيمه قرن نوزدهم بوده باشد. 4. درست است كه اثر حاضر با هدف تحليل تحولات فكري عثماني در عهد مشروطه اول و با تاكيد بر انديشه هاي «مدحت پاشا» صورت گرفته است؛ اما بايد توجه داشت كه در اين اثر به تاثيرات انديشه هاي نوخواهانه و تجددگرايانه عثماني بر ايرانيان و همچنين مقايسه قانون اساسي مشروطه عثماني با مشروطه ايراني توجه كم نظيري شده است. با امعان نظر به موقعيت يكسان ايران و همسايه اش در ميزباني از ميهمان نا خوانده اي تحت عنوان «تجدد» كه افسون اش در دل مسلمانان خسته خاورميانه قرن نوزدهم با انگاره هايي همانند «حكومت قانون» و «پارلمان» رخ مي نمود، پرپيدا است كه اين اثر روايت گر تحولات فكري معطوف به مشروطه ايراني نيز به شمار مي آيد. چه اينكه مسائل مشروطه عثماني، مسائل مشروطه ايراني نيز است و اين نكته تعجبي ندارد. چرا كه به قول «محمدابراهيم باستاني پاريزي» كه بر پيشاني كتاب شاگرد ديروز و همكار امروزش ديباچه اي نيز نگاشته است، همسايه از همسايه ارث مي برد. [ دوشنبه بیستم دی 1389 ] [ 15:52 ] [ حسن حضرتی ]
با حضور: دکتر علیمحمد ولوی، عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه الزهراء دکتر عباس منوچهری، عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس دکتر حسن حضرتی، عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران
آقای اسماعیلی: بسمالله الرحمن الرحیم. عرض ادب و احترام داریم خدمت استادان بزرگواری که تشریف آوردهاند. موضوع بحث امروز تاریخ جامعهشناختی است. این موضوع از مباحث میانرشتهای میان تاریخ و جامعهشناسی است و موضوعی نو و تازه است. در جامعهی ما نسبت به این موضوع، علاقهی جدیدی ایجاد شده و هنوز منابع کتبی در مورد آن بسیار ناچیز است. امیدواریم بحث امروز فتح بابی باشد در این مورد و در جامعهی آکادمیک و نیز علاقهمندان این رشته، مباحثه و پژوهشهایی را سبب شود. در آغاز بحث به این گفتهی مشهور اشاره میکنم: گفتوگوی میان تاریخ و جامعهشناسی، گفتوگوی ناشنوایان و منشأ بدفهمی است. شاید در این جمله اغراقی نهفته باشد؛ چراکه در دورههایی بین این دو حوزه گفتوگوهایی رخ داده است. و از تعاطی و برخورد این دو حوزه، رشتهی جدیدی به وجود آمده است که از آن به جامعهشناسی تاریخی و یا تاریخ جامعهشناختی یاد کردهاند. البته بحث در مورد این نامگذاری یکی از مباحث امروز ما نیز هست و باید تعریف این حوزهی معرفتی دقیق و مشخص شود. اما آیا اساساً مورخان و جامعهشناسان و یا حوزهی معرفتی تاریخ با حوزهی معرفتی جامعهشناسی، امکان گفتوگو دارند و میتوانند به افقهای مشترک و نوعی همزبانی دست یابند؟ اولین مسألهای که میتواند سرمنشأ گفتوگوی میان این دو حوزه باشد، موضوع بحث هر دو رشته است. عدهای معتقدند که موضوع تاریخ رویدادهایی هستند که بالذات متفرّد هستند. اما به نظر میرسد در حوزهی جامعهشناسی از یک نظریه شروع میکنیم و سپس آن را تعمیم میدهیم. از آقای دکتر منوچهری خواهش میکنیم بحث را از همین نقطه آغاز فرمایند. ادامه مطلب [ سه شنبه چهاردهم دی 1389 ] [ 17:16 ] [ حسن حضرتی ]
کتاب جدیدم با عنوان "مشروطه عثمانی" از سوی انتشارات پژوهشکده تاریخ اسلام انتشار یافت. این اثر که جان مایه اش رساله دکتری ام در دانشگاه تهران است همراه با دو مقدمه طولانی از استادان عالیقدرم دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی و دکتر محمد تقی امامی به زیور طبع آراسته شده است. علاقمندان می توانند این اثر را از کتابفرشی های طهوری و خوارزمی تهیه کنند. در دیباچه این اثر می خوانید:
«راه تجدّد از مرزهاي تركيه عبور ميكند، تركيه براي ما آزمايشگاه است. آزمايشگاه خوبيها و بديهاي تجدّد و چالشها و برون رفتهاي روشنفكران ديني از آن.» آلن تورن جامعهشناس فرانسوي راقم اين سطور به عنوان پژوهشگري ايراني، در رساله حاضر، قطعهاي از تاريخ انديشه را در امپراتوري عثماني، موضوع پژوهش خود قرار داده است. بيش از هر چيز، اين انتخاب نگارنده، براي شناخت هرچه بيشتر تحولات انديشه در تاريخ اسلام و ايران بوده است. بنابراين به موضوع پژوهش خود نه به عنوان موضوعي صرفاً مربوط به تاريخ عثماني بلكه مسئلهاي درباره تاريخ اسلام و ايران اسلامي نيز نگاه كرده است. زيرا تصور بر اين است كه تحولات عثماني وجوه اشتراك و تشابهات فراواني با تحولات ايران داشته است. و به نظر ميرسد هر آنچه كه در آن جا اتفاق افتاده، با فاصله اندكي در ايران نيز به وقوع پيوسته است. اين مسئله ما را به موضوع ديگري نيز رهنمون ميسازد و آن تأثيراتي است كه تحولات عثماني و ايران بر يكديگرگذاشته اند. وجود مناسبات سياسي و مراودات تجاري و بازرگاني در كنار روابط فرهنگي، به شكل عجيبي تحولات دو جامعه را شبيه هم ساخته است. اين تشابه در تحولات عثماني و ايران در قرن نوزدهم بيش از هر زمان ديگري خود را نشان داده است. با اين اوصاف، تصور نگارنده بر اين است كه با انجام پژوهش حاضر نه تنها كمكي هرچند ناچيز به فهم تحولات عثماني نموده، بلكه براي رسيدن به شناخت دقيقتر از تحولات فكري ايران در قرن نوزدهم نيز در حد بضاعت خود، گامي برداشته است، روشي كه چندان مورد توجه پژوهشگران ايراني نبوده است. حميد عنايت در باره اين نقص پژوهش هاي ايراني مينويسد: چيزي كه در پژوهشهاي نويسندگان ما اغلب ناگفته مانده، آزموده ملتهايي بوده است كه وضعي همانند ما در گذشته نزديك داشتهاند و زودتر از ما با فرهنگ غرب ارتباط پيدا كردند و در پارهاي موارد نيز مباني آن را با ديدي انتقاديتر از ما دريافتند. آگاهي از داوريهاي نويسندگان اين ملتها در زمينه تمدن و فرهنگ غرب ميتواند دستكم معيار واقعبينانهتري در بحثها به دست ما دهد تا بازگويي سخنان اشپنگلر و توين بي و هايدگر و ماركوزه و جز اينان.[1] بنابراين رساله حاضر، اگرچه پژوهشي درباره تاريخ عثماني است، اما براي فهم هرچه دقيقتر تحولات تاريخ معاصر ايران نيز ميتواند مؤثر و مفيد واقع شود. [ دوشنبه سیزدهم دی 1389 ] [ 17:10 ] [ حسن حضرتی ]
برای شرکت در "نخستین کنگره بین المللی سلجوقی" در شهر قیصریه ترکیه، روز سوم مهر عازم این کشور شدم. ترک ها چهل سال پیش هم کنگره ای بین المللی در باره سلجوقیان برگزار کرده بودند که با احتساب آن، کنگره قیصریه عملا دومین کنگره بین المللی ترکها در باره سلجوقیان به شمار می رود. برخی از استادان ترک در لابلای سخنرانی هایشان به فاصله طولانی بین این دو گنگره اشاره و اظهار تاسف کردند. از قرار معلوم در ترکیه موسسه سلجوقی شناسی وجود ندارد. در آن کنگره چنین قراری گذاشته می شود، به علاوه انتشار نشریه ای ویژه تاریخ سلجوقیان؛ اما بعدها به باد فراموشی سپرده می شود. ادامه مطلب [ جمعه شانزدهم مهر 1389 ] [ 20:54 ] [ حسن حضرتی ]
دانش تاریخ در نزد تاریخ ورزان بیشتر از حیث سند شناسی حائز اهمیت است. اگرچه مشخصه اصلی علم تاریخ، ابتناء آن بر داده ها( factual ) است، اما در ذیل معرفت های درجه دو، از ماهیت دانش تاریخ به عنوان معرفتی علمی نباید غفلت کرد. در اروپا از قرن 18 میلادی به وسیله اندیشمندانی مانند ولتر و ویکو این موضوع مورد توجه جدی قرار گرفت و نتایج مطلوبی در جهت خودآگاهی مورخان نسبت به حرفه علمی شان به دنبال داشت. در میان مسلمانان، ابن خلدون پیش از ویکو و ولتر به این مباحث پرداخت. اما اندیشه های او در این حوزه رهروی نداشت، فلذا فرصت تبدیل به پارادایم جدید را پیدا نکرد. نظر به اهمیت مباحث یاد شده و کاستی پژوهش های اندکی که در کشور ما در این باره صورت گرفته و ابهامات و آشفتگی های فراوانی که در موضوع تعریف مفاهیم بنیادین دانش تاریخ وجود دارد، نوشتار حاضر سعی می کند چند مفهوم بنیادین (تاریخ، علم تاریخ، وقایع نگاری، تاریخ نگاری و نقد تاریخ نگاری) را در این زمینه مورد بررسی و تامل قرار دهد. واژه های کلیدی: تاریخ، علم تاریخ، وقایع نگاری، تاریخ نگاری و نقد تاریخ نگاری ادامه مطلب [ دوشنبه چهاردهم تیر 1389 ] [ 17:35 ] [ حسن حضرتی ]
موضوع تاریخ نگاری ایران باستان همواره گرفتار قضاوتهای ارزش داورانه بوده است. برخی از صاحب نظران که ایران را در ذیل تاریخ اسلام مورد توجه قرارمی دهند، با ارائه یک تقسیم بندی اعتقادی از تاریخ ایران، سعی می کنند ایران باستان را از هر حیث کم اهمیت جلوه دهند. بر این اساس مبحث تاریخ نگاری ایران پیش از اسلام هم در میانه این ملاحظات، از سوی اندیشمندانی مانند جواد علی،[1] عزیز الدوری[2]و قرشی[3] به طور کامل نادیده گرفته می شود. اما در سوی دیگر، تاریخ پژوهان ایران گرایی قرار دارندکه با نگاهی تمدّنی و نه اعتقادی به تاریخ ایران، معتقد به شکوه و عظمت فرهنگ و تمدّن ایرانی در عهد باستان هستند. این دسته که نگاهی کاملا تأیید گرایانه به دوره ی مذکور دارد، اگر هم نتواند میراث گرانسنگی در حوزه ی تاریخ نگاری ایران باستان به نمایش بگذارد، سعی می کند به انحاء مختلف، مسئله مورد نظر را بی پاسخ نگذارد.[4]راقم این سطور در ادامه این نوشتار، با تأمل در آراء و نظریات مختلف موجود در این باره، سعی میکند در ابتدا توصیفی از وضعیت تاریخ نگاری در ایران باستان ارائه نموده و در ادامه به چرایی آن بپردازد.
ادامه مطلب [ دوشنبه چهاردهم تیر 1389 ] [ 17:28 ] [ حسن حضرتی ]
در اين نوشتار سعي بر آن است تا با نگاهي از نزديك به تحولات مربوط به تدوين نخستين قانون اساسي در جهان اسلام، تقابل دو جريان قدرتمند سنت گرا و تجددگرا مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد. مقاله با رويكردي توصيفي به موضوع تلاش مي كند انديشه هاي نمايندگان برجسته دو جريان مذكور را با استناد با مذاكرات صورت گرفته در كميسيون هايي كه به دستور عبدالحميد دوم به همين منظور تشكيل شده بود، تبيين كند. آنچه به عنوان نتيجه و حاصل پژوهش در بخش پاياني مقاله ارائه شده، ناظر بر اين است كه قانون اساسي مشروطه اول عثماني به سبب اين كه تركيبي از مولفه هاي دو تفكر متعارض سنت گرايي و تجدد گرايي را در دل خود نهفته داشت، داراي تناقض هاي دروني بود و به همين سبب خيلي زود در ساختار سياسي امپراتوري عثماني با موانع كاركردي و مشروعيتي روبرو گرديد. واژه هاي كليدي: عثماني، قانون اساسي مشروطه اول عثماني، سنت گرايان، تجددگرايان ادامه مطلب [ چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 ] [ 17:32 ] [ حسن حضرتی ]
مفهوم "نقد" يعني بررسي و ارزيابي قدر و قيمت و يا ارزش چيزي و يا بررسي نقاط قوت و ضعف اثري به منظور تعيين ماهيت و يا محدوديت هاي آن، يا تعيين ميزان مطابقتش با معيارهاي مقبول است. "نقد تاريخي" در اشاره به فعاليت هاي علمي گفته مي شود كه از نظر مقياس و هدف با هم فرق دارند. اما عنصر مشترك همه اين فعاليت ها علاقه آنان به باز كشف كردن گذشته است.[1] و بالاخره "نقد تاريخ نگاري" نقدي است كه حوزه فعاليت علمي خود را تنها به آثار مكتوب در باره گذشته انساني محدود مي كند و ديگر مراجع تاريخي (به ويژه مراجع غير مكتوب=غیر معرفتی) را موضوع بررسي انتقادي خود خود قرار نمي دهد. ادامه مطلب [ جمعه هجدهم دی 1388 ] [ 20:44 ] [ حسن حضرتی ]
چکیده دانش تاريخ در ميان انديشمندان مسلمان از جايگاه ناسازه اي ( پارادوكسيكال) برخوردار است. از يكسو به عنوان مهم ترين حوزه معرفتي براي عبرت گرفتن جهت نيل به سعادت دنيوي و اخروي مورد تاكيد قرار گرفته است. اما از سوي ديگر در طبقه بندي علوم نزد مسلمانان، دانش تاريخ اغلب ناديده گرفته شده است. تا آنجا كه بسياري از انديشمندان مسلمان حتي در ميان علوم نقلي هم از آن ياد نكرده اند. در اين ميان، امام خميني (ره ) از نوادر عالمان مسلمان است كه به دانش تاريخ، هم از حيث فايده آن براي عبرت گرفتن و هم از حيث اهميت آن به عنوان يكي از علوم شريفه، كه به مثابه دانشي مستقل شأن و اعتبار بالايي دارد، توجه نموده است. امام خميني اگرچه كتاب مستقلي در باره تاريخ ندارد، اما همواره در آثار مختلف خود و همينطور در سخنراني ها، بيانيه ها و... به علم تاريخ اشارات زيادي دارند. نوشتار حاضر به دنبال تبيين اين رويكرد استعلاجويانه امام خميني در باب دانش تاريخ است. واژه هاي كليدي: امام خميني، دانش تاريخ، طبقه بندي علوم ادامه مطلب [ دوشنبه چهارم آبان 1388 ] [ 15:5 ] [ حسن حضرتی ]
دانش تاریخ و تاریخ نگاری اسلامی ناشر : موسسه بوستان کتاب زبان کتاب : فارسی قیمت در واحد ریال : 110000 به کوشش : دکترحسن حضرتی معرفی اجمالی : دانش تاريخ از معارفِ عبرتآموزی است كه رشد و تكامل آدمی را تسريع میبخشد. از همين رو، در ميان علوم اسلامی، اهميت ويژهای دارد و مسلمانان در حوزههای مختلف آن به پيشرفتهای چشمگيری نايل آمدند. بیشك در روند تكاملی اين علم، بينشِ تاريخی قرآن و اهتمام آن به عبرتآموزی از تمدنهای كهن و آموزههای تاريخی پيامبر(ص)، بسيار مؤثر بود؛ بهطوری كه در مكتب تاريخی اسلام، نوع نگرش عميق و همه جانبهای را میيابيم كه در مقايسه باساير مكاتب تاريخی، مكتبی مستقل است. اثر حاضر در مقالههای متعدد تحقيقی، ويژگیهای اين مكتب را به روش علمی میكاود. مجموعه مقالات حاضر در بر دارنده ۱۶ مقاله از استادان و محققان ارجمند است که در آن به مباحث نظری دانش تاریخ و تاریخ نگاری اسلامی پرداخته اند.
[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 ] [ 17:22 ] [ حسن حضرتی ]
کتاب مشروطه ایران و عثمانیُ بررسی تطبیقی که به وسیله اینجانب و با همکاری دوست عزیزم دکتر علیرضا ملایی به نگارش درآمده استُ روانه بازار کتاب شد. در این اثر سعی شده مشروطه ۱۸۷۶ عثمانی با مشروطه ۱۹۰۶ ایران از زوایای مختلف مورد مقایسه قرار بگیرد. مباحث مربوط به مشروطه عثمانی بوسیله اینجانب و مباحث مشروطه ایران بوسیله دکتر ملایی نوشته شده است که بدین وسیله مراتب قدرداتی خودم را از ایشان اعلام می کنم. ناشر این کتاب موسسه توسعه و تحقیقات علوم انسانی است که بدین وسیله از ایشان هم به جهت زحماتی که متقبل شدند تشکر می کنم. [ شنبه ششم مهر 1387 ] [ 12:38 ] [ حسن حضرتی ]
ميراث مكتوب مسلمانان در عرصه تاريخ نگارى, گنجينه گران سنگى است كه بسيارى از زواياى پنهان آن همچنان در محاق باقى مانده است. بدون ترديد يكى از مصاديق عينى براى اين ادعا مى تواند مورخ توانا و صاحب سبك, ابن واضح يعقوبى باشد كه آن چنان كه بايسته و شايسته اوست, مورد توجه قرار نگرفته است. او به عنوان يك تاريخ نگار مسلمان نه تنها صرفا تابع سنت پيشينيان خود نبوده است, بلكه در جاى خود, در سپهر فرهنگ اسلامى تا مقام يك مورخ مبدع نيز اوج گرفته است. به كارگيرى شيوه هاى نه چندان رايج و اما علمى در قلمرو تاريخ نگارى, يعقوبى را در سطح تاريخ نويسان عاليقدرى همانند مسعودى و ابن مسكويه قرار داده است. ادامه مطلب [ جمعه هفتم تیر 1387 ] [ 17:32 ] [ حسن حضرتی ]
معمولا نگاه به تاریخ عثمانی در مجامع علمی ترکیه از دو رویکرد مسلط تبعیت می کند. رویکرد اول نگاهی است که اندیشمندان غرب گرای ترکیه، به میراث خود دارند و سعی می کنند تمامی مسائل را در ذیل تاریخ مدرنیته و مدرنیزاسیون ارزیابی کنند. نویسندگانی مانند «نیازی برکس»،«ایلبر اورتایلی»،«خلیل اینالجیق» و... از نمایندگان شاخص این جریان به شمار می روند. این دسته همچنین نگاه مثبتی به جریان «کمالیسم»در ترکیه دارند. رویکرد دوم، نگاهی است که اندیشمندان اسلام گرای ترکیه به تاریخ و فرهنگ عثمانی دارند. تلاش آنان بر این است تصویر با شکوه و پر افتخاری از تاریخ امپراتوری عثمانی ارائه کنند. در این میان نفوذ و دخالت دول اروپایی از جمله روسیه و انگلیس را در فروپاشی امپراتوری، بیشتر مورد توجه قرار می دهند. از استادان و اندیشمندان برجسته ای که از این زاویه به تاریخ ترکیه نگاه می کنند می توان به «کمال کارپت» و «شریف ماردین» اشاره نمود. "مرکز تحقیقات فرهنگ، هنر و تاریخ اسلام" معروف به ircica یکی از مراکز علمی اسلام گرای ترگیه است که کنگره یکصدمین سال مشروطه دوم عثمانی (1908م) را با همکاری سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی از 16 تا 22 اردیبهشت ماه 1387 برابر با 6 تا 11می 2008 میلادی در استامبول برگزار نمود. موسس اصلی "مرکز تحقیقات فرهنگ،هنر و تاریخ اسلام" « اکمل الدین احسان اغلو » ( دبیر فعلی سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی ) است. ایشان با نگارش دو جلد کتاب ارزشمند درباره تاریخ تمدن و فرهنگ عثمانی، از اعتبار خاصی در بین اهل قلم نیز برخوردار است و نمی توان او را یک شخصیت اجرایی و سیاسی صرف دانست. این کنگره با حضور بیش از صد تن از استادان و محققان بیش از بیست کشور جهان آغاز به کار نمود. شخصیت های فرهنگی و سیاسی ترک که در مراسم افتتاحیه کنگره به ایراد سخن پرداختند عبارت بودند از : «خالد ارن» (رئیس فعلی موسسه ircica ) «اکمل الدین احسان اغلو» و«محمت آیدین»(مشاور فرهنگی رجب طیب اردوغان). در ادامه مراسم افتتاحیه پیام تبریک نخست وزیر ترکیه قرائت شد.از سخنرانان غیر ترک مراسم آغارین کنگره، ابتدا « رعا نسان » وزیر فرهنگ جمهوری عربی سوریه بود که در سخنانی از « سلطان عبدالحمید دوم » به شدت دفاع کرد و بویژه از عملکرد او در مقابله با صهیونیسم و در دفاع از فلسطین به نیکی یاد نمود. به زعم ایشان در تاریخ با قضاوت های نادرست، ظلم زیادی به « سلطان عبدالحمید دوم » شده است. فلذا مورخان مسلمان باید حق مطلب را در باره او ادا کنند. وی همچنین یادآور شد مسلمانان منطقه، امروز باید اسلام گرایی را جایگزین ملی گرایی بکنند تا بتوانند در مقابل توطئه ها و برنامه های ضد اسلامی صهیونیسم مقاومت کنند. به نظر وی فروپاشی عثمانی محصول دسیسه های صهیونیسم بود. و بالاخره آخرین سخنران مراسم افتتاحیه « عبدالکریم الایریانی » (مشاور رئیس جمهور یمن ) بود که در صحبت بسیار کوتاهی اظهار خوشوقتی و خوشحالی از برگزاری چنین کنگره با شکوهی نمود. بعد از مراسم افتتاحیه ارائه مقالات علمی آغاز شد و می توان گفت مقالات خوبی که در این کنگره ارائه شد کم نبود. در طول سه روز، حدود صد مقاله از استادان و محققان بیست کشور دنیا در این کنگره ارائه شد و گفتگوهای علمی بسیار سودمندی هم در پایاین هر بخش از پلان های سخنرانی بین سخنرانان و مخاطبان که غالبا از دانشجویان ارشد و دکترای دانشگاه ها بودند، شکل گرفت که می توان گفت از بخشهای جذاب این همایش به شمار می آمد. از شخصیت های علمی صاحب نام که در این کنگره حضور داشتند، می توان به شریف ماردین و محمت ایپشیرلی از ترکیه، فیروز احمد از پاکستان، چرلز کورزمان از آمریکا و کلاوس کریزر از آلمان اشاره نمود. از کشور عزیزما ن ایران، راقم سطور و همچنین پژوهشگر گرانمایه جناب آقای « رحیم رئیس نیا» از طرف بنیاد دایرة المعارف اسلامی شرکت داشتند. مقاله استاد رئیس نیا در رابطه با نهضت مشروطه ایران و آزادیخواهی در عثمانی بود. این بنده هم در مقاله ام به مقایسه اختیارات پارلمان در قوانین اساسی مشروطه ایران و عثمانی پرداخته بودم. نمی توان انکار کرد که حضور ایرانیان، علیرغم موضوعات مشترک تاریخی و فرهنگی زیادی که بین ایران و عثمانی در قرنا قرون تاریخ وجود داشته، در این کنگره چندان چشمگیر نبود. انتظار می رفت از استادان و محققان ایرانی بیشتری در این همایش بین المللی شرکت کنند. متاسفانه در طول سه روز برگزاری کنگره، از مسئولان کنسولگری وزارت امور خارجه و همینطور مسئولان رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران خبری نبود.
[ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ] [ 23:36 ] [ حسن حضرتی ]
گزارش شمس الدین بیگ(سفیر عثمانی)از تحولات مشروطه در ایران مقدمه انقلاب مشروطه يكي ازحوادث مهم در تاريخ معاصر ايران به شمار مي آيد.تاكنون كتاب ها، مقالات و اسناد زيادي از سوي نويسندگان و ناظران داخلي و خارجي درباره اين رخداد مهم انتشار يافته است.آنچه در اين نوشتار در معرض مطالعه و تحليل خوانندگان فرزانه قرارمي گيرد،گزارش يكي از شاهدان عيني حوادث مشروطه است كه از زاويه ديد ناظري خارجي و در راستاي منافع دولت متبوعه خود به شرح وتحليل رخدادها مي پردازد.
ادامه مطلب [ دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ] [ 12:33 ] [ حسن حضرتی ]
چكيده نخستين تحول مشروطه خواهانه در جهان اسلام، به سال 1876م/1293هـ . ق، در امپراتوري عثماني به وقوع پيوست. اين در حالي بود كه نهضت مشروطه در ايران، سي سال بعد از آن (1906م/1324هـ .ق) رُخ داد كه بالطبع تحولات و دگرديسيهاي بزرگي را به دنبال داشت. در اين مقاله، اختيارات سلطان در قانون اساسي مشروطه اول عثماني و مشروطه ايران مورد بررسي قرار ميگيرد. در ابتدا امتيازاتي كه در متن دو قانون مذكور براي مقام سلطان در نظر گرفته شده، تبيين و در ادامه مواد و بندهايي كه اختيارات سلطان را مورد توجه قرار داده است، تجزيه و تحليل ميشود. در تحليل به كار رفته، توجه خاصي به مقايسه دو متن و استخراج وجوه تشابه و تفاوتها صورت گرفته است. مفاهيم كليدي: قانون اساسي مشروطه اول عثماني، قانون اساسي مشروطه ايران، اختيارات سلطان
ادامه مطلب [ سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 ] [ 16:33 ] [ حسن حضرتی ]
نخستين شماره فصلنامه تاريخ ايران و اسلام دانشگاه لرستان منتشر شد. تولد اين نشريه جديد را به اهالي تاريخ تبريك عرض نموده و برای دست اندركاران آن آرزوي موفقيت مي كنم. در این شماره مقاله اینجانب نیز با عنوان "اندیشه سیاسی نوعثمانیان" درج شده است.
[ دوشنبه دوم مهر 1386 ] [ 12:2 ] [ حسن حضرتی ]
نويسنده، در اين نوشتار بر آن است تا رويكرد دولتمردان عثمانى به مقوله اصلاحات و ضرورتهاى آن را بررسى كند. پرسشهايى مانند اين كه امپراتورى عثمانى در چه شرايطى اصلاحات را به مثابه يك راهحل برگزيد؟ انديشهها و تحولات تأثيرگذار بر اصلاحات كدامند؟ برد اشت سلاطين عثمانى از راه اصلاحات (در زمان طرح آن) چه بوده است؟ در اين ميان نقش عوامل خارجى به ويژه غربىها در اصلاحات نيز از مسائل مهمى است كه نگارنده اين مقاله در پى يافتن پاسخهاى مناسبى براى آنهاست. دوره زمانى اين نوشتار از آغاز عصر لاله (1718 - 1730م ) تا ابتداى عهد تنظيمات (1839م) را دربر مىگيرد. ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 ] [ 14:54 ] [ حسن حضرتی ]
در سده نوزدهم ميلادى, امپراطورى عثمانى به واسطه آشنايى با فرهنگ مغرب زمين و از طرف ديگر مواجهه با موانع ساختارى در درون جامعه خويش به انجام اصلاحاتى در ابعاد مختلف دامن زد. به دوره اى كه اين اصلاحات انجام گرفته است عصر تنظيمات اطلاق مى شود. تنظيمات در اصل در 26 شعبان 1255 قمرى برابر با سوم نوامبر 1839 ميلادى با اعلان فرمان تنظيمات خيريه آغاز گرديد. واژه هاى كليدى: امپراطورى عثمانى, اصلاحات, مدحت پاشا, تنظيمات. ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 ] [ 14:50 ] [ حسن حضرتی ]
1. در كشور ما حوزه مطالعاتى ((علم تاريخ)) و ((تاريخ نگارى)) آنچنان فقير است كه انتشار هر اثرى در اين باره, فارغ از توجه به سطح كيفى آن, علاقمندان و طالبان پژوهش در اين زمينه را شادمان مى سازد. تعداد آثار چاپ شده به زبان فارسى در حوزه مورد نظر (اعم از تإليف و ترجمه) بسيار محدود است. اين در حالى است كه در غرب و حتى در نزد انديشمندان مسلمان عرب, توجه به اين علم روز به روز بيشتر شده و در اين ميان, آثار ارزشمندى به جامعه علمى بشرى عرضه شده است. نظريه پردازان برجسته اى همچون هميلتون گيب, كلود كاهن, كلمان هوار, فليكس تايوئر, عزيز الدورى, گروث, شاكر مصطفى, العزاوى, محمود الشرقاوى, وجيه الكوثرانى, مارگليوث, روزنتال و..., آثار گران سنگى از خود در حوزه علم تاريخ و تاريخ نگارى به جا گذاشته اند. اگر چه در ايران صاحب نظران برجسته اى در اين زمينه همانند فريدون آدميت و عبدالحسين زرين كوب ظهور كرده اند, اما ناگفته پيداست كه راه درازى در پيش است تا بتوانيم در اين عرصه به جايگاه قابل اعتنايى دست پيدا كنيم. ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 ] [ 14:47 ] [ حسن حضرتی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||